کلبه عشق

امروز كمي هوايي اربابم

 

از صبح دلم گرفته و بي تابم

 

تقويم بياوريد اي واي به من

 

امروز محرم است و من در خوابم

 

   با هر سلام صبح به ارباب بي كفن

 

انگار روبروي حرم ايستاده ايم

 

داريم با حسين حسين پير ميشويم

 

   خوشحال از اين جواني از دست داده ايم

 

وقتي خدا به خلقت تو افتخار كرد

 

ما را براي نوكريـت اختيار كرد

 

كشتي هيچ كس به دل ما محل نداد

 

اما حسين آمد و ما را سـوار كـرد

+ دوشنبه 5 آبان1393 ساعت13:53 امیرحسین| |

پاییز است...

 

گویند فصلی است...

 

پر از اندوه...

 

پر از بی رنگی...

 

اما من که عاشق این فصلم

 

پاییز را اینگونه میبینم...

 

فصلی ست...

 

پر از نشاط...

 

سرتاسر رنگ...

 

آغاز زندگی...

 

پر از دوست داشتن...پر از وفا...

 

آری پاییز فصل مهر ورزیدن است...

+ سه شنبه 1 مهر1393 ساعت14:45 امیرحسین| |

قرار نبود عاشقت باشم , اما...

 

گاهی همینجوری است

 

گوش می‌دهی، نگاه میکنی، دلت می‌ریزد ...

 

و دیگر هیچ چیز مثل قبل نیست , هیچ کارش نمیتونی بکنی...

 

دوست داری زُل بزنی به یک گوشه , فرو بروی در خودت...

 

چندبار صدایت کنند و نشنوی، اصلا حس نکنی .

 

میدانی ؟؟؟

 

چون دیگر هیچ چیز مثل قبل نیست , هیچ چیز

 

ﺗﻼﺵ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﻥ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭﯼ ؛

 

ﺩﺭﺳﺖ ﻣﺜﻞ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺨﻮﺍﻫﯽ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ

 

ﻧﺪﯾﺪﻩ ﺍﯼ ﺑﻪﺧﺎﻃﺮ ﺑﯿﺎﻭﺭﯼ

 

+ جمعه 14 شهریور1393 ساعت20:39 امیرحسین| |

این روزها غرق سکوتم...

 

سکوتی برگرفته از تنهایی...

 

سکوتی که در پشت فریادهای بی صدایم است

 

دلگیرم از خودم,از سکوتی که نمیشکند...

 

از لبانی که نمیخندند,و از چشمانی که بی روح شده اند...

 

این روزها آسمان خاکستری است...

 

 

 

این روزهــــایم به تظاهر می گذرد...

 

 

تظاهر به بی تفاوتی، تظاهر به بی خیـــــالی،

 

 

 به شادی، به اینکه دیگــــر هیچ چیز مهم نیست...

 

 

اما . . .

 

 

 

چه سخت می کاهد از جانم این "نمایش"

 

 

+ یکشنبه 12 مرداد1393 ساعت17:54 امیرحسین| |

کـسـی چـه مـی دانــد ؟

شاید روزی بیاید که حال من هم خوب شود …

هــوا خـــوب شـــود …

عــشــق خــوب شــود …

و تـــــو

خــــوب مــن شـــوی !

+ پنجشنبه 12 تیر1393 ساعت2:59 امیرحسین| |

میدونی فاصله ی بین انگشتای دست برای چیه؟

 

 

برا اینکه یه نفر با دستاش اون فاصله رو پر کنه...!

 

+ سه شنبه 3 تیر1393 ساعت21:42 امیرحسین| |

+ یکشنبه 25 خرداد1393 ساعت16:28 امیرحسین| |

عاشق نشو ای دل با تنهایی سر کن

حالم رو میبینی حرفامو باور کن

عاشق نشو ای دل عاشق شدن درده

میسوزی میمیری این دنیا نامرده

 

 

 

می گویند :

شاد بنویس...!!

 
نوشته هایت درد دارند...!!

و من یاد مردی می افتم ، که با ویولونش ...!!


گوشه ی خیابان شاد میزد...!!

اما با چشمهای خیس...!!

 

 

 

استادم گفت شاد بنویس ولی نشد...

 

+ دوشنبه 5 خرداد1393 ساعت18:47 امیرحسین| |



خوشــــــــــبختی داشتن کســـــی است که

 

بیشـــتر از خـــودش تــ ــ ــ ــ ــو را بــخواهد ...

 

و بیشـــتر از تــ ـ ـ ـ ـــو هیـــــــــــچ نخواهد

 

و تــــــــــو ... برایش تـــ ــ ــ ــمام زندگی باشی ...

+ دوشنبه 15 اردیبهشت1393 ساعت14:2 امیرحسین| |


ببار بارون که اینجا شکل زندونه

ببار بارون دل بی طاقتم خونه

ببار بارون یکی عشقش رو گم کرده

ببار بارون قراره گریه برگرده

نمیدونم چرا بد شد,چرا از خوبیام رد شد

شاید بازم بیاد خونه ,بگه بی من نمیتونه

اونو یادم میاری تو ,باید بازم بباری تو

ببار بارون تو با آواز منو یاد چشاش بنداز

ببار بارون,من اینجا گیج  و داغونم...ببار بارون

ببار بارون که بی عشقش نمیتونم


     

+ دوشنبه 1 اردیبهشت1393 ساعت13:29 امیرحسین| |



اگــــه یه رابطــــــه رو..

به وقتش تــــــموم نکنی و


هی دندون رو جگر بذاری و


همـــــش یک طرفه ... !!


اشتباه ها و کم محلی های


طرفت رو تحــــــــمل کنی ...

بزرگتــــــــرین خــــــیانت رو


به خــــــودت و عــــمرت کردی !!

همیشه که جوون نیستی


وقتی چیـــــزایی که


ناراحتــــــــت میکنه رو


چنــــد بار تذکر دادی


و باز طـــــرفت


کار خـــودش رو کــــــرد ..

یعنی


اون رابـــــطه بایـــد تموم شه !!


یعنی
تــــــو براش ارزش نــداری


که بخواد بهت بــــها بـــده !!

هر چی صبر کنـــــی ..


هیچی درست که نمیـــــشه هیــــــچ


این اعصــــاب و غـــرورتـــــــه


که هر روز خــــــــرد تر میشه .. !!

اگه کسی یکی رو دوســـــت داشته باشه


همه کـــــــاری براش میکنه ..


نشــــــد و نمیشـــــه و ..


دستم بند بود و بعدا ... و


این حــــــــــرف ها هــــــــمش ..


بـــــــــــهونه است !!



باور نکـــــــــــــــن .. !




این بـی تــفـآوتـیهـآ…

ایــن بـی خــَـبــَـری هــآ…


گــآهی دیــدآر از ســَـر اجـبـآر…

نــَـبـودَن هآ … نـَـدیــدَن هــآ ….

یــَـعـنـی بــُـرو …!

گـــآهــی چـِـقــَـدر خِــنـگ مـیـشــویـم …




ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
این پست چون شبیه حرف دل خودم بود گذاشتم

+ جمعه 15 فروردین1393 ساعت21:21 امیرحسین| |

سال و مال و فال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت
بادت اندر شهریاری برقرار و بر دوام
سال خرم، فال نیکو، مال وافر، حال خوش،
اصل ثابت، نسل باقی، تخت عالی، بخت رام

********سال نو مبارک********

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

با ارزوی ۱۲ ماه شادی ۵۲ هفته خنده ۳۶۵ روز سلامتی ۸۷۶۰ساعت عشق ۵۲۵۶۰۰دقیقه برکت ۳۱۵۳۰۰ثانیه دوستی
سال نو پیشاپیش مبارک

 

+ دوشنبه 26 اسفند1392 ساعت17:28 امیرحسین| |


خدا نگهدار ای مظلوم ترین فصل ها
ما را ببخش
سرمایت را دیدیم
پاکی و سپیدیت را نه
دلگیری می دانم
یک رنگیت را ارج ننهادیم و
غرق چند رنگی بهار شدیم

ما انسانها همینیم
یک رنگها را دوست نداریم
مبهوت و غرق رنگها ی پر ریا می شویم
ما راببخش
ندانستیم
آب رنگ، نقاشی بهاررا از قطرات برف و باران تو
توان کشیدن دارد
ما راببخش
عطر گل  یخ را

که عطر آگین وجود توست
فراموش کردیم
خدا نگه دار فصل تنهای من
می دانم سال دیگر می آیی
بعد از اشک ریزان پاییز
به پیشواز
نه عیدی داری و نه عیدانه ای

ما را ببخش
که ندانستیم
 
اگر هیزمی روشن می کند گرمایی را در خانه مان
این گرما مدیون حضور توست
آدم برفی مهربان با تو معنا می گیرد،
آغوش گرم، با تو تصویر میشود.
ما را ببخش
و خدا نگه دار
مظلوم ترین فصلها
زمستان

+ چهارشنبه 21 اسفند1392 ساعت14:57 امیرحسین| |

غصه نخور مسافر فدای قلب تنگت


فدای برق ناز اون چشمای قشنگت


غصه نخور مسافر تلخه هوای دوری


من که خودم میدونم...


که تو چقدر صبوری


غصه نخور مسافر بازم میای به زودی


ما رو بگو چه کردیم...


از وقتی تو نبودی


غصه نخور مسافر غصه اثر نداره


ز دل تو میدونم هیچ کس خبر نداره


غصه نخور مسافر رفتیم تو ماه اسفند


بهار تو بر می گردی چیزی نمونده بخند


غصه نخور مسافر تولد دوباره


غصه نخور مسافر غصه نخور ستاره


غصه نخور مسافر غصه کار گلا نیس


سفر یه امتحانه به جون تو بلا نیس


در آرزوی روزی که بیای و بمونی


 

+ پنجشنبه 1 اسفند1392 ساعت17:45 امیرحسین| |

دردنـــــآک اســـــت

 

دوســـــتـَش بـدآری

 

و گمـــــآن کنی دوســـــتـَت دآرد

 

حــــآل آن کـِه

 

او یــِگــآنه هـَســــتی تو بآشـَـد

 

و تـــــو

 

یـــِــکی از هــزآران لــــــذت او ...


                             


عاشقی چیزی برای هدیه نیست

طرح دریا و غروب و گریه نیست

عاشقی یک کلبه ویرانه نیست

صحبت شمع و گل و پروانه نیست

عاشقی تنهای تنها یک تب است

بی تو مردن در سکوت یک شب است


                         


باز هم برای تو می نویسم

از

لحظه ی ضیافت من و دل که جای تو خالی بود.

باز هم برای تو می نویسم از عطش دیدار تو...

راستی تو کیستی که تمام روزهای بی ارزشم را در انتظار  تو می نشینم.

و

کاش لایق همه خوبی هایت باشم...


         

+ پنجشنبه 3 بهمن1392 ساعت17:2 امیرحسین| |


گاهی آدم میماند بین بودن یا نبودن!


به رفتن که فکر میکنی


اتفاقی می افتد که منصرف می شوی...


می خواهی بمانی


رفتاری می بینی که انگار باید بروی!


این بلاتکلیفی خودش کلی جهنم است...

+ چهارشنبه 4 دی1392 ساعت16:3 امیرحسین| |

بده دستات و به دستم تا با هم کلبه بسازیم


کلبه ای پر از من و تو،از من و تو،ما بسازیم


دور بشیم از همه مردم،واسه درد هم بمیریم


با ستاره ها بخوابیم،با ترانه جون بگیریم


کلبه ای اندازه عشق،باغچه ای و حوض


سر تو باشه رو شونم،مثل لیلا،مثل مجنون


من بشم بابای گل ها،تو بشی مادر گل ها


+ چهارشنبه 13 آذر1392 ساعت15:57 امیرحسین| |

            

 نه نمیدانی!

 هیچ کس نمی داند

 پشتــــــــ این چهره ی آرام

 در دلـــــــم چه می گذرد!

 نه نمی دانی!

 هیچ کس نمی دانــد

 این آرامش ظاهر و این دل نا آرام

 چقدر خستـــه ام می کند....!


   

 هنوز حرف پیرمرد عصابدست را یادم نرفته که گفت:

 مثل عصا باش...

 هزاران بار زمین بخور...

 اما اجازه نده اونی که بهت تکیه داده حتی یه بار هم زمین بخوره...!

+ دوشنبه 27 آبان1392 ساعت20:41 امیرحسین| |

قیامت بی حسین غوغا ندارد

"شفاعت بی حسین معنا ندارد

حسینی باش که در محشر نگویند

چرا پرونده ات امضاء ندارد ...


بسوز دل که علی اصغر در تب و تاب است


درون خیمه ها امشب گمانم قحطی آب است


زمین کربلا امشب بسان لاله می سوزد


رقیه نوحه می خواند به سینه ناله می سوزد


رباب از سوز دل گوید چرا اصغر تو بی تابی


رسیده جان بر لب چرا مادرنمی خوابی


سکینه مشک خالی را فکنده بر سر دوشش


به دنبال عمو گردد که تاگردد هم آغوشش


+ دوشنبه 13 آبان1392 ساعت19:15 امیرحسین|

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com«دوستت دارم» هایت را به کسی نگوبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comنگه دار برای خودمبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comمن جانم را برای شنیدنشبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comکنار گذاشته امبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com


+ سه شنبه 7 آبان1392 ساعت19:54 امیرحسین| |



طراح : صـ♥ـدفــ